عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

403

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

اما جملهء امت را ميخواند . چنانك جاى ديگر گفت يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ . ميگويد - و اگر تو پى برى ببايست و پسند ايشان مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ از پس آنچه به تو آمد از دانش و نامه و پيغام إِنَّكَ إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِينَ - تو آن گه از ستمكاران باشى بر خويشتن . آن گه خبر داد از مؤمنان اهل كتاب چون عبد اللَّه سلام و اصحاب او و گفت : - الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ - الآية . . . اينان كه تورية داديم بايشان يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ محمد را بپيغامبرى ، و گردانيدن قبله براستى و كتاب كه آورد از خداوند ، بدرستى چنان مىشناسند كه پسران خود را كه زادند مىشناسند . و هيچ معرفت بالاى معرفت مادر و پدر بفرزندان نيست ، خاصه معرفت مادر كه تمامترست و بى گمان‌تر . و اين معرفت افزونى دارد بر معرفت نفس خود ، از بهر آنك مرد از ابتداء وجود فرزند خبر دارد و با معرفت بود ، و از ابتداء وجود خود تا روزگارى كه بر آيد فرا دانش آيد بى خبر بود ، قال ابن عباس - لما قدم النبى صلى اللَّه عليه و آله و سلّم المدينه ، قال عمر لعبد اللَّه بن سلام لقد انزل اللَّه على نبى الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ فكيف يا عبد اللَّه هذا المعرفة ؟ فقال عبد اللَّه - يا عمر ، لقد عرفته فيكم حين رأيته كما اعرف ابنى اذا رأيته مع الصبيان يلعب و أنا اشدّ معرفة بمحمد منّى بابنى . فقال عمر و كيف ذلك ؟ فقال - اشهد انه رسول حق من اللَّه و قد نعته اللَّه فى كتابنا ، و لا ادرى ما تصنع النساء ، فقال له عمر - وفقك اللَّه يا ابن سلام فقد اصبت و صدقت . وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ - و گروهى ازيشان يعنى دانشمندان و خوانندگان ايشان كه بر جهودى ستيهندگان‌اند ، و حق را مكابران و معاندان‌اند ، لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ آنچه راست و درست از نعت و نبوت مصطفى عليه السّلام پنهان ميدارند . و از عامهء ايشان مىپوشند ، وَ هُمْ يَعْلَمُونَ و خود ميدانند ، و در تورية ميخوانند كه اتباع دين